شفقناقم- آیین اختتامیهٔ پنجمین همایش علوم انسانی ـ اسلامی، پژوهش و فناوری در سالن شهید سلیمانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد.
گزارشی از این همایش را در ادامه بخوانید:
هراتی: گفتمان مبناشناختن علوم انسانی برای سایر علوم درحال شکل گیری است
محمدجواد هراتی، دبیر شورای تحول و ارتقای علوم انسانی و رئیس مرکز توسعهٔ پژوهش و آموزش عالی قرآن و علوم انسانی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، در اختتامیهٔ پنجمین همایش علوم انسانی اسلامی، پژوهش و فناوری که به صورت حضوری و برخط در سالن شهید سلیمانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد، اظهار کرد: در حوزهٔ علوم انسانی در کشور، شاید سال ۱۳۹۹ بود که مجموعه پژوهشگاه علوم انسانی به همت حجتالاسلام والمسلمین نجف لکزایی تشکیل شد و خود شکلگیری این مجمع، زمینهٔ تحولات بعدی را رقم زد.
رئیس مرکز توسعهٔ پژوهش و آموزش عالی قرآن و علوم انسانی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری افزود: بعد از این تحولات، گفتمانی که در حال شکلگیری است، علوم انسانی، علوم مبنا برای سایر علوم است. این گفتمان تقریباً در حال تبدیلشدن به گفتمانی مسلط و در حال رشد و بالندگی است. وزیر علوم هم بعد از ۴۵ سال، از حوزهٔ علوم انسانی انتخاب شد و این نشان میدهد علوم انسانی به رشد و بالندگی رسیده است.
هراتی با اشاره به نگاه «اَبَر اِنگاره» به علوم انسانی ادامه داد: مجموعههای غیر علوم انسانی، مانند مهندسی علوم پایه، براساس آن نگاه کانتی که علوم انسانی را بیشتر بهسمت فرهنگ هدایت میکرد، علوم انسانی را علم نمیدانستند. این مبناشدن علوم انسانی برای سایر علوم، در حال تبدیلشدن به یک اَبَر اِنگاره است. اگر این فرایند و روند ادامه پیدا کند، قطعاً شاهد تحولات خیلی خوب و مثبتی خواهیم بود. همگی به برکت تحولات بعد از انقلاب اسلامی و توجه به حوزهٔ علوم انسانی با رویکرد علوم انسانی اسلامی اتفاق افتاد.
وی با بیان خاطرهای در این زمینه ادامه داد: در بحث نگاه علوم انسانی، سال گذشته بحثی در ستاد وزارت علوم مطرح شد. موضوع فناوری را دوستان فنّی ـ مهندسی فقط در حوزهٔ فنی ـ مهندسی میدیدند. فناوری یک فرایند است که از ایده به تولید محصول میرسیم و نهایتاً تولید انبوه یا تجاریسازی مراحلی را برشمرده بودند که سطوح فناوری میگویند. در شورای معاونان وزارت علوم و استادان گفتم علوم انسانی که جایگاهی ندارد، علوم نهایتاً فقط تولید ایده میکنند. ما کار پژوهشی انجام دادیم و در آن کار پژوهشی که به شورای معاونان ارائه شد، ثابت کردیم اتفاقاً در حوزهٔ فناوری و سطوح فناوریِ علوم انسانی نهتنها چنین نیست، بلکه بدون علوم انسانی هیچکدام از این سطوح آمادگی فناوری نُهگانه شکل نمیگیرد و علوم انسانی نقشی مؤثر و محوری دارد.
دبیر شورای تحول و ارتقای علوم انسانی اظهار کرد: آنجا توانستیم اثبات کنیم که علوم انسانی میتواند مبنای سایر علوم باشد و تصور علوم انسانی را ندارد که بیشتر نگاه فرهنگی و برونداد دارد.
وی ادامه داد: حوزهٔ علوم انسانی و این گفتمان به یک اَبَر اِنگاره یا پارادایم مسلط تبدیل میشود. کاری که میتوانیم در حوزهٔ ستاد وزارت علوم انجام دهیم، تسهیلگری و اموری است که مرتبط با تسهیل کار پژوهشگاهها و مراکز علم پژوهشی است.
وی افزود: اصل کار با پژوهشگاههای علوم انسانی اسلامی و اصل این تحول و تبدیل گفتمان به یک اَبَر اِنگاره، از وظایف پژوهشگاه علوم انسانی است.امیدوارم مجموعهٔ پژوهشگاهها و مراکز علمی و آموزشی علوم انسانی به این امر اهتمام ویژه داشته باشند.
رئیس مرکز توسعهٔ پژوهش و آموزش عالی قرآن و علوم انسانی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری اضافه کرد: مجموعهٔ پژوهشگاه علوم انسانی از سال ۱۳۹۹ ش منشأ خیرات و برکات زیادی بود، از جمله اینکه تحولی در حوزهٔ علوم انسانی اتفاق افتاد، ایدهها و فکرها و موضوعاتی که از همین مجمع و اتاق فکرهایی که در این مجموعه شکل گرفت نیز راهگشا بود. علوم انسانی به جایگاه خودش از همین حلقهها و مجموعهها دست خواهد یافت.
وی گفت: امیدوارم با همت عزیزان در پژوهشگاههای علوم انسانی ـ اسلامی، در واقع این ارتقای جایگاه علوم انسانی و تحولی که مد نظر است، با رویکرد علوم انسانی، هرچه سریعتر اتفاق بیفتد.
لک زایی: با توجه به شرایط منطقه به شدت نیازمند جهاد تبیین هستیم
حجتالاسلام والمسلمین نجف لکزایی، رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم و دبیر مجمع، در آیین اختتامیهٔ پنجمین همایش علوم انسانی ـ اسلامی، پژوهش و فناوری که در سالن شهید سلیمانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد، اظهار کرد: مجموع برنامههای اجراشده در هفتهٔ پژوهش توسط پژوهشگاهها، دبیرخانه مجمع را به حدود یکصد نشست علمی، کارگاه و کرسی ترویجی رساند.
وی با اعلام برنامههای شاخص این پژوهشگاه گفت: پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع) با دو نشست، پژوهشگاه حوزهودانشگاه با سه نشست، پژوهشگاه فرهنگومعارف اسلامی نهاد رهبری در دانشگاهها با ده برنامه که هفت برنامه در قالب نشست بود و سه کارگاه، پژوهشگاه علوموفرهنگ اسلامی با ۳۶ برنامه که ۳۵ برنامه بهصورت نشست بود و یک کرسی، پژوهشگاه فرهنگواندیشهٔ اسلامی با سیزده برنامه که ۹ برنامه در قالب نشست بود و چهار برنامه در قالب کرسی، پژوهشگاه قرآنوحدیث در قالب شانزده برنامه که هر شانزده برنامه بهصورت نشست بود، پژوهشکدهٔ مطالعات اسلامی در علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد با ده نشست، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور هم با هفت نشست در این همایش مشارکت داشتند.
وی افزود: حدود یکصد نشست با موضوع علوم انسانی – اسلامی به همت مرکز همکاریهای علمی و بینالملل پژوهشگاه علوموفرهنگ اسلامی و دبیرخانه پنجمین همایش علوم انسانی – اسلامی که در این مرکز مستقر میباشد، اجرا شده است.
وی با بیان هدف این دوره ادامه داد: هدف اصلی همایش علوم انسانی ـ اسلامی که مجمع پژوهشگاههای علوم انسانی ـ اسلامی برگزار میکند، تقویت چند مؤلفه در حوزهٔ علوم انسانی ـ اسلامی است. مؤلفهٔ اول، تقویت رویکرد اسلامی در این علوم به دو حیث است: توانمندشدن علوم اسلامی و پرررنگ شدن مبانی و ارزشهای اسلامی.
لکزایی با اشاره به مؤلفه های دیگر تصریح کرد: مؤلفهٔ دوم، کمک به کارآمدسازی این دو دسته است؛ یعنی هم علوم انسانی و هم علوم اسلامی ـ تلفیقی را صورت دهد که از آن به علوم انسانی ـ اسلامی یاد میکنیم. این علوم و دانشها از مرحلهٔ بنیادی امتداد پیدا کنند و وارد مراحل راهبردی و کاربردی شوند تا نتیجهٔ تلاش پژوهشگران و استادان و تولیدکنندگان دانش در این حوزه، کارآمدی خود را نشان دهد؛ چرا که بزرگترین چالش پیش روی دستگاههای نظام، همین چالش کارآمدی و کارایی است و چالش پیش روی ما نیز همین چالش کارایی و کارآمدی است.
رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی بیان کرد: سومین مؤلفه، بومیسازی است یا به تعبیر دیگر، مسئلههای پژوهشها درراستای ارتقای کارآمدی نظام و نهادهای مرتبط باید بومی شود. در این صورت، کارآمدی تحقق مییابد. مسئلهٔ چهارم، رویکرد انتقادی است که پژوهشگاه بهدنبال آن است؛ یعنی در حوزهٔ علوم انسانی، رویکرد انتقادی نسبت به نظریههایی که از خارج از جامعهٔ اسلامی به درون جامعه اسلامی منتقل شده، تقویت شود و ما از طریق نقد این نظریهها، بهمرور بتوانیم فضا و زمینهٔ مناسب برای تولید نظریههای انسانی ـ اسلامی فراهم کنیم.
وی با برشمردن اهمیت قرآن در بیانات رهبر انقلاب گفت: مؤلفهٔ بعدی، اهتمام به قرآن و تعالیم معصومان (علیهمالسلام) در عرصهٔ علوم انسانی است که به تعبیر رهبر انقلاب، علوم انسانی ما باید علوم قرآنبنیاد باشد. امسال بهطور ویژه به حکمرانی مقاومت و ارتباطش با پژوهش پرداخته شد و مباحث و نشستهای مختلفی در حوزهٔ حکمرانی مقاومت مطرح شد. نظر به شرایط منطقه، بهشدت نیازمند جهاد تبیین هستیم و سلسلهنشستهای حکمرانی مقاومت معطوف به همین مسئله بود.
برنجکار: کاربردی سازی دین در عرصهٔ زندگی فردی از طریق اجتهاد و تبلیغ میسّر میشود
حجتالاسلام والمسلمین رضا برنجکار، رئیس پژوهشگاه قرآن و حدیث عصر در آیین اختتامیهٔ پنجمین همایش علوم انسانی ـ اسلامی پژوهش و فناوری که توسط مجمع پژوهشگاههای علوم انسانی در سالن شهید سلیمانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد، اظهار کرد: «کاربردیسازی معارف کتاب و سنّت؛ ضرورتها و راهکارها» عنوانی بود که امسال خودمان پیشنهاد دادیم. وی با اشاره به ضرورت کاربردیسازی معارف کتاب و سنّت از دو زاویه، گفت: نخست از زاویهٔ نگاه تمدنی باید بررسی کرد. اگر ما معتقد باشیم که تمدن نوینی را میتوان براساس معارف کتاب و سنّت و معارف دین و اسلام تاسیس کرد و به تعبیری، بتوانیم معارف کتاب و سنّت و اسلام را بهمنزلهٔ یک نرمافزار برای سختافزار تمدن اسلامی تلقی و تبدیل کنیم، این کار نوعی کاربردیسازی محسوب میشود؛ یعنی معارف کتاب و سنّت را در عرصهٔ تمدنی و در واقع حکمرانی و اجتماعی میتوان بحث و بررسی کرد .
وی افزود: نکتهٔ دوم این است که اگر قبول کنیم اسلام یک دین صرفاً فردی نیست (اسلام جنبههای فردی هم دارد برای اصلاح رابطهٔ انسان و خدا برنامه دارد، اما فقط این نیست)، بلکه اسلام برای عرصهٔ اجتماع و روابط انسانها در اجتماع و حاکمیت هم برنامه دارد و بخش زیادی از احکام و معارف دینی به عرصهٔ اجتماعی برمیگردد. طبیعی است که باید معارف کتاب و سنّت را بر این فرض بگذاریم، یعنی براساس این پیشفرض بتوانیم به عرصهٔ اجتماع و سیاست و حکومت و اقتصاد بسط دهیم؛ صرفاً این نیست که احکام فردی را عمل کنیم، بلکه در کنار آنها احکام اجتماعی دین و معارف اجتماعی دین هم به عرصهٔ اجتماع بسط پیدا میکند.
وی ادامه داد: کاربردی سازی در عرصهٔ زندگی فردی از طریق اجتهاد و تبلیغ میسّر میشود. ما اگر بخواهیم انسانها به احکام و معارف دین عمل کنند و براساس آنچه دین گفته، زندگی فردی داشته باشند، باید دانشمندان و مجتهدانی در واقع معارف فردی را از کتاب و سنّت استنباط کنند و عدهای هم این معارف استنباطشده را به مردم برسانند. صرف استنباط کافی نیست!
رئیس پژوهشگاه قرآن و حدیث تصریح کرد: وقتی این معارف و احکام به مردم رسید، آنها هم عمل میکنند و این در واقع کاربردیسازی فردی است؛ اما بحث ما این است که آیا این کاربردیسازی در عرصهٔ اجتماعی، حکمرانی، سیاسی، اجتماعی و تمدنی هم به همین صورت انجام میشود؟ آیا ما باید اجتهاد کنیم و معارف کتاب و سنّت را به مجلس یا قوّهٔ مجریه بدهیم تا آنها اجرا کنند؟نرمافزار هر تمدنی علم و دانش است، در میان علوم هم علوم انسانی نقش راهبردی و راهبری و زیربنایی دارد. بدون علوم انسانی، تمدن جدیدی برای یک تمدن شکل نمیگیرد، چون علوم فنّی اساساً به آن جنبههای سختافزاری در تمدن مربوط میشود.
وی با بیان اینکه علوم انسانی جهت یک تمدن را مشخص میکند که این تمدن شرقی یا غربی، کاپیتالیستی یا سوسیالیستی، کمونیستی یا اسلامی، آن را اقتصاد یا روانشناسی میگوید، افزود: بحث کاربردیسازی تمدنی و اجتماعی از مسیر علوم انسانی میگذرد و تا زمانی که به علوم انسانی مبتنی بر اسلام یا هماهنگ با اسلام یا برآمده از اسلام یا حداقل بدون تعارض با اسلام نرسیم، تمدن نوین اسلامی تحقق پیدا نخواهد کرد .
وی ادامه داد: از سوی دیگر، معارف کتاب و سنّت هم باید در این حوزههای علوم انسانی استنباط شود. یک طرف قضیه، این معارف را داریم که باید در عرصههای موردنیاز از آن استنباط شود، از طرف دیگر نیز بحث علوم انسانی را داریم که مبنا و پایهٔ مدیریت جامعه جهت یک تمدن بهعنوان یک نرمافزار است.
برنجکار با اشاره به اینکه ما یک تعامل دوطرفه داریم، یعنی از یک طرف بحث اجتهاد که بر منابع دینی کتاب و سنّت صورت میگیرد و از سوی دیگر هم بحث علوم انسانی، افزود: حالا باید ببینیم که این ارتباط به چه صورت است، همچنین پارادایمهایی که در علوم انسانی مطرح است، آیا باید این پارادایمها را تغییر دهیم یا میتوانیم براساس همین پارادایمهای موجود بهگونهای عمل کنیم که معارف کتاب و سنّت به علوم انسانی سرایت کند و از آنجا به عرصهٔ اجتماع و تمدن راه یابد.
وی با بیان اینکه در این مرحله هفت گام بهعنوان مراحل کاربردیسازی تمدنی و اجتماعی پیشنهاد داده شده است، اضافه کرد: ما معتقدیم بدون این هفت مرحله، حداقل این کار بهصورت کامل و جامع و بهاصطلاح جمیعالجهاد صورت نخواهد گرفت.
وی در تشریح گام اول گفت: گام اول این است که ما در حوزههای خاص علوم انسانی (حوزههای دانشی، روانشناسی، جامعهشناسی و اقتصاد) باید مجموع معارف کتاب و سنّت و دین را جمعآوری کنیم. در واقع اگر میخواهیم در روانشناسی کاری انجام دهیم، اول باید ببینیم دین بهطور کلی در این حوزه چه گفته است. اساساً اجتهاد هم یک کار عقلانی است و ما باید در واقع اینجا براساس اجتهاد بتوانیم مجموع آیات و روایات مرتبط با حوزهٔ دانشی را پیدا کنیم .
وی ادامه داد: این امر به پیدایش دانشنامههای تخصصی منجر میشود، یعنی ما مجموعهای داریم که هرچه راجعبه روانشناسی یا اقتصاد در زوایای مختلف این علم، در دین گفته است، اینجا وجود دارد. این کار سادهای نیست و به هر حال، این گام اول است. در گام اول، فقط آیات و روایات داخل دانشنامهٔ قرآن و سنّت را بهشکل دانشنامههای تخصصی گرد هم میآوریم.
رئیس پژوهشگاه قرآن و حدیث درخصوص گامهای بعدی گفت: گام دوم این است که این روایات را استنطاق کنیم، یعنی محتوایش را دربیاوریم. بنابراین گام دوم، استنباط معارف کتاب و سنّت در حوزههای دانشی براساس دانشنامههای تخصصی است.
وی «استنباط نظام دانشی» را به عنوان گام سوم عنوان کرد و افزود: یعنی براساس دستاوردهای گام اول و دوم، باید بتوانیم آن را در یک نظام تعریف کنیم. فرق مرحلهٔ سوم با مرحلهٔ دوم این است که در مرحلهٔ سوم، دادهها یا مطالب استنباط شده از قرآن و سنّت در ساختاری منطقی قرار میگیرد؛ مثلاً در علم کلام، هزاران آیه دربارهٔ مباحث اعتقادی از مبدأ تا معاد داریم. در قرون اولیه در مکتب بغداد میبینیم ساختار و نظامی که آنها به بحثهای اعتقادی دارند، متفاوت با مدرسهٔ حلّه است. در واقع باید بتوانیم نظامات دانشی اسلامی را مبتنی بر دو مرحلهٔ قبلی استنباط کنیم و اسم این مرحله را هم «مکتب» بگذاریم، یعنی تأسیس مکاتب دانشی اسلامی؛ مکتب روانشناسی اسلام، مکتب جامعهشناسی اسلام و مکتب حقوق اسلام. در واقع همان نظامی است که براساس معرفی کتاب و سنّت میتوانیم به این نظامات یا مکاتب علمی دین در حوزههای دانشی روانشناسی در علوم انسانی برسیم.
وی ادامه داد: گام چهارم، نظریهپردازی در علوم مختلف است. از این مرحله به بعد، علم خاص شروع میشود؛ یعنی مرحلهای که یک دانشمند درعلم مثلاً اقتصاد میخواهد نظریهای بدهد.
وی بیان کرد: گام پنجم، مدللکردن نظریه در پارادایم مقبول در یک علم است. در علم فلسفه بحثی است که به تعبیر کتاب معروف «حدسها و ابطالها» اثر کارل پوپر، یک مقام مقام نظریهپردازی است. به هر تفسیری که اینجا از آن مقام داوری در علم داشته باشیم، باید آن نظریه را به عرصهٔ تجربه درآوریم و بهاصطلاح، پارادایمی که یک علم یا دانشمند در مقام داوری به آن معتقد است. وقتی یک نظریه تولید شد و با زبان علم مورد تأیید قرار گرفت و جامعه علمی این نظریه با ساختار و آن اصول را پذیرفت، در واقع یک علم به جود آمده، بیان شده و جواب داده است.
وی با اشار به گامهای دیگر ادامه داد: در گام ششم، نظریه یا نظریههای تولید شده در علوم انسانی، به مرحلهٔ قانون تبدیل میشود؛ مثلاً استنباطهای فقهای ما زمانی تبدیل به قوانین موضوعه شد و در گام هفتم، قوانین توسط قوّهٔ مجریه در جامعه اجرا میشود و بعد عینیت پیدا میکند. اگر ما به این مرحله برسیم، میتوانیم بگوییم به سمت تمدن اسلامی حرکت میکنیم.
وی با برشمردن سه نکتهٔ مهم در رسیدن به این هفت گام گفت: اگر به این بحث از دریچهٔ بحث همکاری حوزه و دانشگاه نگاه کنیم، در واقع حوزه و دانشگاه با هم برای تأسیس تمدن اسلامی همکاری کنند، آنوقت میتوانیم سه گام نخست را که برعهدهٔ حوزههای علمیه است، با همکاری دانشگاه پیش ببریم؛ چون ما بدون تخصص در علوم انسانی نمیتوانیم آیات و روایات را تشخیص دهیم.
استاد دانشگاه تهران افزود: نکتهٔ دوم، مراحل در واقع منطقی و کامل پیش رود و نکتهٔ آخر اینکه دیدگاه های مختلفی دربارهٔ علوم انسانی ـ اسلامی وجود دارد. بعضی اساساً آیات و روایات و دین را وارد مرحلهٔ خود پارادایم یک علم، یعنی مرحلهٔ داوری میکنند. بعضی دیگر معتقدند مقام داوری فقط و فقط تجربی است و قبل از بحث روش داوری، یعنی بحث نظریهپردازی، دین میتواند ورود یابد.
وی دراینخصوص گفت: من معتقدم بهصورت ناقص هم افراد کمابیش طبق همین عمل کردهاند، ولی اینکه دانشنامههای تخصصی تأسیس کنیم و براساس آن، هرچه آنها گفتند، استنباط کنیم. در واقع نظام را تأسیس کنیم و بعد نظریهپردازی کرده و نشان دهیم در این نظریهپردازی، معارف چطور تأثیر کرده و از این طرف نیز با پارادایم قابل جمع باشد، به این شکل کامل و جامع انجام نشده باشد.