زمان انتشار : پنج‌شنبه 23 دی 1400 | ساعت : 20:38 | کد خبر : 225508 |

شفقناقم- استاد حوزه علمیه قم گفت: مکتب اصولی امام از امور معطل شده است. گاه گاهی نام و نشانی از آن مطرح می‌شود اما لازم و مهم است که به مکتب شناسی اصولی امام پرداخته شود

به گزارش شفقنا، حجت الاسلام والمسلمین احمد مبلغی در دومین نشست از سلسله نشست های تبیین مکتب امام خمینی به تبیین مکتب اصولی بنیانگذار جمهوری اسلامی پرداخت و گفت: شاید بتوان گفت تنها مکتب اصولی در قم مکتب امام خمینی است.

این استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: مکتب اصولی امام از امور معطل شده است. گاه گاهی نام و نشانی از آن مطرح می‌شود اما لازم و مهم است که به مکتب شناسی اصولی امام پرداخته شود.

او افزود: مکتب اصولی امام خمینی واقعا یک مکتب است و شاید بتوان گفت تنها مکتب اصولی در قم مکتب امام خمینی است. مقصود این است که مکتب اصولی امام مکتبی قابل عرضه و قابل مبنا شدن و قابل طرح و ارائه در فضای اصول شیعه در مقابل مکتب‌های اصولی دیگر است که اکثرا از نجف برخواسته‌اند.

مبلغی گفت: مکتب اصولی امام، با یک مشخصه های تمایز بخش در مقابل سایر مکاتب مطرح است. لذا بزرگان و محققان باید به این مساله به صورت جدی بپردازند. اینکه در یک درس مکتب اصولی امام بیان شود کافی نیست. هر شاگردی در درس خود معمولا آراء استاد خود را می گوید. چاپ کردن تقریرات اصولی امام نیز با اینکه مهم است ولی کافی نیست. ارائه شدن مقاله هم در این زمینه کافی نیست. کار اصلی این است که بفهمیم مکتب چیست و مکتب اصولی امام چیست.

معیار مکتب فقهی با مکتب اصولی متفاوت است

او در پاسخ به اینکه مکتب اصولی چیست گفت: معیار مکتب فقهی با مکتب اصولی متفاوت است. هر مکتب اصولی دارای سه بخش است؛ بخش اول منابع است. فرد اصولی باید منابع مشخصی را برای اصول در نظر گرفته باشد. همانطور که فقه منبع دارد، اصول هم منبع دارد. دوم روشی است که به وسیله آن می خواهد قواعد را از منابع استخراج کند و سوم خروجی داشتن مکتب است. اندیشه‌های اصولی متمایز و نظریات متمایز باید از یک دستگاه فکری اصولی برخیزد و اگر برنخیزد معلوم می شود که این فرد تابع دیگران و پیرو مکتب شناخته شده دیگری است.اگر اندیشه‌های یک عالم اصولی نسبت به منابع و روش متمایز باشد، حتما برخروجی‌ها انعکاس پیدا می کند. خروجی‌ها شاخص خواهد بود.

مبلغی تصریح کرد: البته با یکی دو تا خروجی متفاوت نمی شود مکتب درست کرد. اصولا چند اختلاف بین اصولی ها وجود دارد. خروجی نباید روتینی و تکرار شده باشد. پیرو مکتب نائینی اختلافاتی با او دارد اما در یک مکتب پیش می روند. این تمایزها تکراری و چندان مهم نیستند.

او افزود: اعتقاد دارم که حضرت امام یک کار اساسی مهم، کارستان، ویژه، تکرار نشده و واقع نشده در فضای اصول، با یک خروجی‌های ویژه ارائه کرده که اگر حوزه قم بر این اصول تاکید و تکیه کند و آن را بشناسد و آن را در فقه به جریان بیندازد، دارای نتایج ویژه می شود. این جریان فکری دارای زایش اصولی هم خواهد بود. در این مسیر شاگردان امام رسالت ویژه‌ای دارند.

امام و علامه دو شاخص اصول در قم هستند.

مبلغی گفت: وقتی سخن از منابع و روش می کنیم لازم نیست که هر دو اینها ویژه باشد تا خروجی ویژه در پی داشته باشد. اگر یکی از این دو ویژه باشد مکتب ساخته می شود. حضرت امام در هر دو و عمدتا در روش، اندیشه ویژه دارد.

او افزود: منابع اصول در نزد امام، کتاب و سنت و عقل و عقلاء است. عقلاء در فقه منبع نیستند، بلکه دلیل هستند. اما در اصول عقلاء منبع هستند. مرحوم علامه طباطبایی هم اعتبارات عقلاء را از منابع اصلی اصول به حساب می آوردند. البته اگر نگوییم ایشان اعتبارات عقلاء را تنها منبع می دانستند.

این استاد حوزه ادامه داد: در اصول امام و علامه به هم نزدیک هستند. اعتراض‌ها و نقدهای آنها نزدیک به هم هستند. مرحوم محقق اصفهانی هم تا حدی چنین است البته ایشان هم مورد اعتراض امام است که چرا بین اعتباریات و حقائق خلط می کنید.

او افزود: نگاه اصولی علامه منحصر در یک تالیف کتابی بوده و مفصل نیست.اما امام یک اصولی دارای کرسی درس اصول و تالیف اصولی است و به صورت گسترده این بحث را مطرح کرده است. پس امام و علامه دو شاخص اصول در قم هستند.

بحث از عقلاء در اصول امام

مبلغی در ادامه به تشریح نگاه امام به عقلاء پرداخت و گفت: امام در ادبیات خود دو مصطلح دارند که برای مکتب سازی قابل توجه است. یکی اعتبارات عقلائی و یکی بنائات عقلایی. مقصود ایشان از اعتبارات معانی است که از سوی عقلاء اعتبار می شوند و منظورشان از بنائات بنایی است که عقلاء در مواجهه با الفاظ بیرونی دارند. امام هم اعتبارات عقلائی و هم بنائات عقلایی را جزء منابع اصول می دانند.

این استاد حوزه ادامه داد: ویژگی دوم این است که امام معتقد است شریعت تصرف در اعتبارات عقلائی نکرده بلکه تصرف در حدود آن کرده است. ایشان معتقد است که ما باید عقلاء را مستقل بگیریم. ما سه دیدگاه داریم؛ یک دیدگاهی که معتقد است شارع با عقلاء متحد المسلک است. مرحوم اصفهانی می گوید شارع رئیس عقلاء است. بر اساس این نظر شارع با عقلاء متحد المسلک است. دیدگاه دوم دیدگاه اهتمام به مسلک عقلاء است. این دیدگاه خیلی از اصولی ها است. بر اساس این دیدگاه «شارع شیءٌ و عقلاء شیء اخر». اما این شارع به مسلک عقلاء اهتمام ورزیده و آن را پذیرفته است. امام در این میانه یک مکتب سومی را ساخته که به آن متخذ المسلک می نامیم.

او گفت: همه اصولی ها معتقدند که شارع از زبان مردم استفاده می کند. می گویند شارع مسلک عقلاء را متخذ می کند. امام اینجا یک اتخاذ دیگری را اضافه کرده است. می گوید در همه جای اصول بر زبان محاوره ای ناس تاکید می کنید، اما یک اتخاد دیگری به نام اتخاد اعتبارات و بنائات هم صورت گرفته است. یعنی شارع همانطور که از زبان استفاده مصرفی دارد، در ارتباط با اعتبارات هم اتخاذ از مسلک عقلاء شده است.

مبلغی افزود: لذا امام در باب ردع می گوید احتمال ردع مضر نیست. اگر شارع بخواهد بنائات عقلائی را رد کند باید ردع جانداری را بیاورد. باید انکار و تصریح و تاکید داشته باشد. یعنی اینقدر بنائات عقلائی مهم هستند با یک کلام نمی شود ردع را ثابت کرد. به ربا تمسک می کند که شارع اینجا انکار شدید دارد چون دارد با بنائات عقلائی مبارزه می کند.

این استاد حوزه ادامه داد: امضاء اعتبارات عقلایی نزد دستگاه فکری امام با مبنای دیگران متفاوت است. همه روی ریل انشاء حکم مماثل رفته اند اما امام قبول ندارد. نکته دیگری که در مبانی امام در اعتبارات عقلایی وجود دارد این است که می گوید این بنائات از حیطه شرع بیرون است. امام اعتبارات را تخطئه ناپذیر می داند. امام معتقد به وعاء اعتباری است. عقلاء اعتباریات را ساختند و این اعتباریات یک ظرف را ایجاد کرده و خود عقلاء داخل این ظرف نشاط دارند و شارع هم داخل همین وعاء حکم می دهد.

او تصریح کرد: اصول امام یعنی دائم نگاهت به دو منشا انسانی زبانی و منشاء انسانی اعتباری باشد. این دو، دو وعاء ایجاد کرده و شارع در این دو وعاء حرکت می کند.

روش امام در اصول

مبلغی گفت: در این قسمت اصول امام درخشش خاص دارد. روش امام در اندیشه سازی و تحلیل اصولی در دو بخش تنظیم می شود. یکی روش دستیابی به بناء عقلائی است. بناء عقلاء در سیره و وجدان عقلاء است و اصولی باید این ارتکاز را تحلیل کند تا بتواند از آن قاعده استخراج کند.

او ادامه داد: یک روش امام عدم خلط بین حقائق و اعتباریات است. احکام حقائق را به اعتباریات نسبت ندهیم. با فلسفه به جان اصول نیفتیم. احکام حقائق، کلی بودن، ضروری بودن، امتناع، وجوب و غیره هستند. امام دو سازکار اساسی برای تحصیل و شناخت عقلائیات دارند. می گوید برای تحلیل اینها از احکام حقائق نباید استفاده کرد. روش دوم امام تحلیل عقلائی از بناء است. مکتب عراقی و نائینی عرفی عقلائی است. سایر اصولی ها هم این شعار را ارائه کرده اند که عقلائی باید فکر کنیم. بنائات عقلایی مصدر اصول است و همه ان را قبول دارند و اختلافات اندکی البته وجود دارد. لذا اگر به کتب اصولی ها مراجعه کنیم می بینیم همه از عقلاء حرف می زنند. ولی یک شیء دیگر روش دستیابی به بناء عقلا است. حرف و سخن متمایز امام اینجا است. امام می گوید تحلیل عقلائی کنید تا به بناء عقلاء برسید. امام می گوید دیگران سخنرانی می کنند می خواهند بناء عقلایی را به چنگ بیاورند. امام بر عقلائی اندیشی در تحلیل بناء عقلائی تاکید دارند. یعنی از پیش خود تدقیق نیاور. اگر ماهیت عندالعقلاء را فهم نکنید، چیز دیگری را آورده اید و آن عقلاء نیست.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *