زمان انتشار : | ساعت : 15:19 | کد خبر : 217025 |

شفقناقم- مرحوم آیت الله حاج سید احمد زنجانی در کتاب الکلام یجر الکلام می‌نویسد: … انسان، حرص و طمعش، محدود نيست؛ اگر همۀ كره زمين را با هر چه در آن هست قباله كرده، به نام او ثبت بدهند، باز سير نمى‌‏شود؛ بلكه چشم طمع به كره قمر باز مى‏‌كند.

حضرت موسى بن جعفر (سلام اللّه‏ عليه) به هشام بن حكم خطاب مى ‌كند، مى‏‌فرمايد: «اى هشام! هر كه مى‏‌خواهد که غنى باشد بدون مال، و دلش از حسد، و دينش سالم باشد، به خدا تضرّع و از او مسألت كند كه عقل او را كامل كند. پس كسى كه عاقل شد، قناعت مى ‏كند به آن چه به او كفايت مى‏‌كند؛ و هر كه قناعت كند به آن چه به او كفايت مى ‌كند، مستغنى مى‏‌گردد؛ و هر كه قناعت نكند به آن چه به او كفايت مى‌‏كند، ديگر ابداً غنى نمى‌‏شود».

پس غنا و توانگرى، با مال نيست، گر چه ابونصر فراهى مى‏‌گويد: «غنىّ، مالدار است و مسكين، گداى»؛ ولى اين طور نيست؛
بلكه غنىّ، بى ‏نياز است و مسكين، گداى؛ وگرنه مال شاه (رضا شاه پهلوی)، از حدّ حصر و شمار بيرون بود، با وجود اين، غنى نبود، بلكه أحوج محتاجين بود كه از ميوه دو تا درخت در خانۀ فقيرى چشم نمى‌‏پوشد، با اينكه آن دو تا درخت، نان خانۀ آن بيچاره بوده كه به زحمت به‌عمل آورده تا چشم بچّه ‌هايش در دست مردم نباشد. آن گداى درجه اوّل، دو ثلث از ميوه اين دو تا درخت را به زور از او مى‏‌گرفت و روى آن ثروت منحوس خود مى‌‏گذاشت.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *