زمان انتشار : ۲۸ بهمن ,۱۳۹۹ | ساعت : ۱۲:۴۴ | کد خبر : 212250 |

شفقناقم- مرحوم آیت الله صانعی در مورد فضیلت ماه رجب بیان می کنند: «ماه رجب از ماه‌های حرام است. مردم بت پرست در دوران جاهلیّت، جنگ را در ماه‌های حرام، ممنوع می‌دانستند و به احترام ماه رجب و سایر ماه‌هاى حرام، با دشمنانشان نمی‌جنگیدند. سیّد بن طاووس(ره) در اقبال می‌گوید: آیا خوب است ما در ماه رجب، به جنگ خدا برویم؟! آنهایى که مشرک و بت‌پرست بودند با هم نمی‌جنگیدند! لذا سزاوار است ما هم با معصیت‌ها، با خداى مهربان و رئوف، درگیر نشویم، به خصوص که فایده‌اى ندارد، چون با گناهانمان ما هستیم که ضرر می‌کنیم. ما را چه شده که براى این دنیا و براىِ این چهار روز زندگى، خداى نا‌خواسته گناه کنیم آن هم در ماه رجب، آن هم در ماهى که جنگ، حرام بوده است. در ماه رجبى که به آن «رجب الاَصَب» گفته‌اند، یعنى رحمت‌ها می‌ریزد، و هم «رجب الاَصَم» گفته‌اند، یعنى در میان ماه‌هاى دیگر در فضیلت شبیهى ندارد،[۱] و در بعضى از روایات، رجب «شهر الله» معرفى شده است. شعبان «شهر پیغمبر» معرفى شده و رمضان «شهر امّت» معرفى شده است.[۲]

در ماه رجبى که «مَلَک داعى» است، مَلَک داعى برای ماه رجب است. در هیچ یک از ماه‌ها، ما مَلَک داعى نداریم. در ماه رجب است که «مَلَک داعى» مرتب فریاد می‌زند، آیا توبه کننده‌اى هست که توبه کند، آیا ملتمسى هست که التماس کند؟ آیا گناهکارى هست که از گناهان خودش بر گردد؟ بالاتر از این، آیا ما در ماهى گناه کنیم، و در ماهى عبادت نکنیم که خداوند عظیم‌ترین رحمت و نعمتش را براى ما در این ماه قرار داده است؟! بالاترین نعمت در روز ۲۷ ماه رجب، بعثت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) است: (لَقَدْ مَنَّ اﷲُ عَلَى الْمؤمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِم)؛[۳] «به یقین خدا بر مؤمنان منت نهاد که پیامبری از خودشان در میان آنان بر انگیخت». این نعمتى که نعمت کثیر است و بالاتر از او فرض نمی‌شود، در ماه رجب آمده است. مناسبت دیگر در روز ۱۳ ماه رجب، روز ولادت امیرالمؤمنین(علیه السلام) است، و روز سوّم ماه هم که روز شهادت امام على‌النقى، امام هادى(علیه السلام) است، اقامه عزا کنیم، و روزهاى دیگرش را هم محترم بداریم.

در این ماه یک مقدار به خودمان بیاییم. یک مقدار در خودمان و اعمالمان بنگریم. گاهى اگر توانستیم روزه بگیریم، ادعیه مأثوره این ماه را بخوانیم. بنا بگذاریم حدّاقل ماه رجب گناه نکنیم و نکته ای  را که از سیّد بن طاووس  نقل کردم که: «ماهى که در آن، جنگ حرام است، ما به جنگ خدا نرویم، با خلق خدا هم نجنگیم».

دعای ماه رجب که از ادعیه مأثوره و مفید است: «یا مَن اَرجُوهُ لِکُلِّ خَیرٍ، وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِندَ کُلِّ شَرٍّ، یا مَن یُعطِى الکَثیرَ بِالقَلیلِ، یا مَن یُعطى‏ مَن سَئَلَهُ، یا مَن یُعطى‏ مَن لَم یَسئَلهُ وَ مَن لَم یَعرِفهُ‏ تَحَنُّناً مِنهُ وَ رَحمَهً، اَعطِنى‏ بِمَسئَلَتى‏ اِیَّاکَ، جَمیعَ خَیرِ الدُّنیا وَ جَمیعَ خَیرِ الأخِرَهِ، وَ اصرِف عَنّى‏ بِمَسئَلَتى‏ اِیّاکَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنیا، وَ شَرِّ الأخِرَهِ، فَاِنَّهُ‏ غَیرُ مَنقُوصٍ مااَعطَیتَ، وَ زِدنى‏ مِن فَضلِکَ یا کَریمُ…»، این دعایی است که همیشه و همه جا هم می‌توان آن را خواند و اختصاص به ماه رجب ندارد.

به نظر بنده تمام ادعیه‌ای که داریم، ادعیه معصومین(سلام الله علیهم اجمعین)، قرآن صاعد است و قرآن هم، قرآن نازل است. کار قرآن نازل، هدایت است. «بَصَائِرَ لِلنَّاسِ»، «هُدىً لِلمُتَّقِینَ»، برای افراد است. این ادعیه معصومین(سلام الله علیهم اجمعین) که همان قرآن صاعد است، می‌خواهد ما را هدایت کند. درست است که خواندنش ثواب و حسنه دارد و باید این سنت حفظ شود که بحمدالله خوب حفظ می شود، اما باید از مضامینش درس بگیریم. «یا مَن اَرجُوهُ لِکُلِّ خَیرٍ»؛ یعنی به آن عمل کنیم و به‌عنوان یک روش و رویه قرار بدهیم، «صِبغَهَ اللهِ وَمَن أَحسَنُ مِنَ اللهِ صِبغَهً ». و همچنین ادعیه دیگری که برای ماه رجب وارد شده است را بخوانید، ائمه (ع) می دانستند چه چیزی از خدا بخواهند، ما هم دعاهاى آنها را می‌خوانیم تا ببینیم چه چیزی باید از خدا خواست. بعد هم همین دعاها و ذکر کلمات آنها نورانیت مى‌دهد. خدا به ما اجازه داد حرف بزنیم، به ما اجازه داد او را بخوانیم، به ما یاد داده‌ چطور او را بخوانیم. پیامبر (ص) آن قدر دلش مى‌سوخت که اگر ما بد باشیم، نزدیک بود سکته کند: «لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ أَلَّا یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ»؛[۴] «شاید، اگر به این سخن (قرآن) ایمان نیاورند، تو جان خود را از اندوه، در پیگیری ]کار[ شان تباه کنی».

اما در مقابل، خداوند نگفته به دنبال بدی بروید، بلکه فرموده به دنبال بدی نروید: «أَلَم أَعهَد إِلَیکُم یَا بَنِی آدَمَ أَن لاَّ تَعبُدُوا الشَّیطَانَ إِنَّهُ لَکُم عَدُوٌ مُّبِینٌ* وَأَنِ اعبُدُونِی هذَا صِرَاطٌ مُّستَقِیمٌ»؛ او نفرمود دنبال شیطان بروید، بلکه فرمود او از درگاه الهی رانده شده است و از او پرهیز کنید و دوری بجویید. همیشه بگویید «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم». پس سیئه از خودمان است، سرسلسله خودمان هستیم، سیئه و بدی و گناه از خود توست و خوبی‌ها از اوست و همه امور را باید مربوط به او دانست. نباید او را فراموش کرد، هر وقت خدا را فراموش کردیم، در حقیقت خودمان را فراموش کرده‌ایم.

«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَعْمَى»؛[۵] «و هر کس از یاد من روى بگرداند، در حقیقت زندگی تنگ و سختی خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور می کنیم». وقتى ارتباط انسان با خدا کم شد، وقتى ارتباط انسان با تقوا کم شد، خدا برکاتى را از عمر انسان مى‌گیرد و نتیجه‌ آن همین مى‌شود که آیه می‌فرماید. شما آقایان بحمدالله دوران جوانی را مى‌گذرانید، دورانى که شرایط رشد معنوى برای شما فراهم است، تلاش کنید از این دوران عمرتان استفاده کنید. ما هم باید خودمان را براى رفتن آماده کنیم. اما شما در یک سنینى هستید که موفق هستید، از توفیقات استفاده کنید. من در سنین شما، هیچ‌گاه شب جمعه زیارت جامعه‌ام ترک نمى‌شد. گاهی ایّام ماه رمضان، دعاى ابى‌حمزه را یک شب، گاهى دو شب و دعاى سحر ترک نمى‌شد. زیارت جامعه را بخوانید، به ماه رجب که اول سال عُبّاد است، عنایت کنید، ائمه معصومین (ع) چه عنایتى به این عبادت­ها داشتند؟ فرصت ماه رجب را مغتنم بشمارید، فرصت ماه شعبان را مغتنم بشمارید، که مى‌شمارید. فرصت ماه رمضان را مغتنم بشمارید که مى‌شمارید. وقتى بناست انسان از همه چیز جدا بشود، نباید غصّه بخورد که چرا این طور با من برخورد شد؟! البته دفاع لازم است، اما تا آن‌جایى که این دفاع برای او ضررِ آبرویى نداشته باشد، تا آن‌جایى که مى‌تواند و اما اگر دفاعى است که وقتی دفاع کند، خودش از بین مى‌رود، اگر دفاع کند، آبروی او مى‌ریزد، نباید دفاع کند. به هر حال دنیا مى‌گذرد. تضییع حقّى هم بشود، مى‌گذرد، ظلمى هم بشود، مى‌گذرد، حرفى هم زده بشود، مى‌گذرد، همه‌ چیز تمام مى‌شود. چرا انسان ناراحت بشود؟ نمی‌خواهم بگویم در حقوق‌تان بى‌تفاوت باشید، اما وقتى که نمى‌شود، نمى‌توانید، غصه‌ آن را نخورید، ناراحت نباشید، زندگى مشکلات دارد، زندگى گرفتارى دارد؛ مخصوصاً آخوندى و طلبگى، محرومیّت دارد، امروز همه جا براى پول دادن و کمک‌هاى مادى باز است. اما روحانیت باز به همان مظلومیت خودش باید بسازد. اصلاً روحانى به روحانى بودنش است، نه به عبا و عمامه، این غلط است که شما خیال مى‌کنید کسی ‌که عبا و عمامه دارد، روحانى است و او که عبا و عمامه ندارد، روحانى نیست. روحانى کسی است که توجه به خدا داشته باشد، توجه الى الله داشته باشد، نه این‌که فردی چون کلاه سرش است، این روحانى نیست، این منطق غلط است. این تنگ نظرى است، این خودمحورى و خودبینى است. هر کسى که آدم خوبى است، روحانى است. حتماً باید آدم این طورى باشد تا روحانى باشد؟! روحانى بودن به خوب بودن است، به تقوا است، به تعبّد است. عمل باید براى خدا باشد، نباید غیر خدا در عمل شریک باشد. امام فرمود: اخلاص در عمل به این است که اگر کار خوبى را دیگران انجام دادند تو خوشحال باشى، نگویى چرا به نام من تمام نشد؟ اگر کار خوب را دیگران کردند و شما حسد نبردید، معلوم مى‌شود اخلاص در عمل دارید، والا چرا به نام او تمام بشود و به نام من تمام نشود؟ اصلاً با تربیت اسلامى سازگار نیست، با آن حالاتى که بزرگان ما داشتند، رجال ما داشتند، علماى ما داشتند، سازگار نیست. تا جوان هستید از فرصت‌ها استفاده کنید، روز قیامت «أین الرجبیون»[۶] اعلام مى‌شود، اعمال مستحب مربوط به ماه رجب را به امید کسب ثواب و قرب به پروردگار انجام دهید، این طور نباشد که ما از فضایل و از آنچه که خدا گفته، محروم از دنیا برویم.[۷]

[۱]. نک : ثواب الاعمال ، ص۵۴

[۲].زاد المعاد، ص ۱۲.

[۳].آل عمران(۳)، ۱۶۴.

[۴]. کهف (۱۸): ۶.

[۵]. طه (۲۰): ۱۲۴.

[۶]. وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۴۷۹، ح۱۲.

[۷]. خارج اصول، تعادل و تراجیح، جلسه۴۴، ۲۲/۸/۱۳۷۵.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *