زمان انتشار : ۳۰ آذر ,۱۳۹۹ | ساعت : ۱۴:۵۰ | کد خبر : 208595 |

شفقنافم- امامت و ولایت از ارکان اصلی دین اسلام به ویژه مذهب تشیع است که در آیات و روایات متعددی بر لزوم آن و شایستگی اهلبیت برای آن مقام تاکید شده است. اهلبیت و خاندان ایشان در مسیر رسالت خویش، در حفظ و صیانت این مقام رفیع و دفاع از آن اهتمام ویژهای ورزیده اند. حضرت زینب عالمه و عقیله بنی هاشم نیز به نوبه خود تلاشی وافر در پاسداری از ولایت و امامت داشته و اقدامات فراوانی در این زمینه انجام داده است.

پیش از بررسی تلاش امام حسین (ع) در دفاع از جایگاه امامت و ولایت ، شایسته است در مقدمه، معنا و جایگاه این مقام در مکتب اسلام و تشیع به اختصار تبیین گردد. امامت در لغت، به معنای پیشوایی و رهبری است. واژه «امام» در موارد و معانی گوناگونی کاربرد دارد و گستره کاربست آن، از امامان معصوم تا ائمه کفر را دربرمی گیرد، چنانچه در قرآن کریم به هر دو مورد اشاره شده است: در سوره سجده آیه ۲۴ می فرماید: «و جعلنا منهم ائمه یهدون بأمرنا» و همچنین در سوره قصص آیه ۴۱ فرموده است: «و جعلناهم ائمهً یدعون إلی النّار».

در اصطلاح، امامت را با عبارت های فراوانی تعریف نموده اند، به طوری که در هر کتاب کلامی، از امامت تعریفی خواهید یافت. با نگاهی کلی به دیدگاه مذاهب اسلامی نسبت به امامت، چنین برداشت می شود که بیشتر آنها، امامت را مقامی می دانند که صاحب آن، عهده دار ریاست امور مسلمانان است. باید توجه داشت که در این نگرش، به بُعد سیاسی امامت تأکید بیشتری شده است. (مطهری، ۱۳۷۲، ۲/۲۸۰)

مذهب تشیع، معنایی فراتر از این تعریف برای امامت و ولایت دارد. در نظر مکتب شیعه، امامت منصب و موهبتی الهی است که منحصر به حکومت و مرجعیت نیست. بلکه امام، عهده دار هدایت همه جانبه دین و دنیای بشریت است. (مرعشی تستری، ۱۰۱۹م، ۲/ ۳۰۰)

مسئله امامت از مهم ترین مسایل علم کلام اسلامی است و پس از توحید، موضوعی تا این اندازه، توجه متکلمان و محققان و اندیشمندان اسلامی را به خود جلب نکرده است. همچنین درباره هیچ مبحثی به مانند امامت، میان مسلمانان اختلاف درنگرفته است. شهرستانی در الملل و النحل می نویسد: «در هیچ زمان، هیچ شمشیری همچون شمشیری که به خاطر امامت کشیده شد، بر بنیاد دین فرود نیامد». (شهرستانی، ۱۴۰۰ق، ۱/۲۴)

امامت، از ضروری ترین نیازهای جامعه بشری است. (طباطبایی، ۱۳۶۳، ۸۵) دین اسلام که کامل ترین ادیان است و از هیچ یک از مسایل مادی و معنوی زندگی انسان غافل نشده ، به این امر حیاتی توجهی ویژه داشته است. در مکتب اسلام، به همان اندازه که وجود پیامبران برای هدایت بشری لازم بوده، ضرورت وجود امامان نیز غیر قابل انکار است ؛ چراکه انسان در هر زمان و هر مکان، برای رسیدن به سعادت حقیقی، نیازمند راهنمایانی است که او را تا سرمنزل مقصود، راه بنمایند. بر این اساس، در منظومه معرفت اسلامی ، امامت مکمل و متمم رسالت است و امام – جز در آوردن و ابلاغ شریعت- در همه شئون و وظایف، همانند پیامبر است.

مسئله امامت و ولایت در مکتب تشیع، جایگاهی محوری دارد؛ امام رکن و ستون اسلام و صاحب عالی ترین مرتبه ولایت الهی است و اندیشه ها از پی بردن به کنه و ژرفای این مقام، عاجز و ناتوان اند. امامان شیعه، ولایت بر مسلمین را حق خود می دانستند و به غاصب بودن دیگران عقیده داشتند؛ چراکه این منصب الهی از سوی خداوند متعال برای آنان تعیین شده بود و پیامبر اکرم علیها السلام نیز بارها آن را اعلام فرموده بود. افزون بر این، ولایت در اسلام بر پایه لیاقت و صلاحیت است و بی گمان، صالح ترین افراد برای زمامداری مسلمانان، امامان معصوم(ع) بودند.

نقش حضرت زینب(ع) پیش از عاشورا

راز ماندگاری و جاودانگی حادثه عاشورا، نقش عظیمی است که حضرت زینب(ع) پس از آن ایفا نمود. آغاز این نقش آفرینی در دفاع از مقام امامت و ولایت، روز عاشورا نبود. او این رسالت را از اوان کودکی بر دوش کشید. در دوران مادرش، حضرت زهرای اطهر(ع)، در دوران زندگی پدرش حضرت علی(ع) و پس از شهادت پدر، در دوران برادر بزرگش امام حسن مجتبی(ع)، همواره آرامش بخش غم های برادران و خانواده بود. (جزایری، ۱۴۰۴ق، ۸۲)

شهادت حضرت فاطمه(ع) و آغاز رسالت زینب(ع)

پس از رحلت جانگداز حضرت رسول اکرم علیها السلام و آغاز غم و اندوه حضرت فاطمه(ع)، زینب تسلی بخش اندوه مادر بود. بزرگ بانوی اسلام با دلسوزی و مهربانی در کنار مادر بیمارش می نشست و غمخوار وی بود. حضرت زهرا(ع) در بالین مرگ، به حضرت زینب وصیت می کند که از برادرانش جدا نشود و پیوسته با آنان باشد و به جای او، برای برادران مادری کند. (بشیری، ۵۱،۱۳۸۵؛ بنت الشاطی، بی تا، ۵۸)

زینب(ع) به آن اندازه فهیمه و عقیله است که مادر، دو امانت به او می سپارد که هر دو امام اند. زینب باید نگاهبان حریم ولایت و امامت در خانه علی(ع) باشد.

پس از شهادت مادر، حضرت زینب کبری جایگزین ایشان و حامل رسالت وی شد. تمام صفات حضرت زهرا(ع) در وجود این پرورش یافته دامن نبوت و امامت، شکل گرفته بود، به گونه ای که نمونه کاملی از عبادت، زهد، صبر، شجاعت و پایداری حضرت زهرا(ع) شده بود. (مغنیه، بی تا، ۶۸) زینب(ع)، مفسر قرآن و محدث است، در مجلس دفاع مادر از حقوق اهل بیت و میراث غصب شده فدک شرکت دارد و راوی خطبه مادر است. (مجلسی، ۱۳۶۲، ۲۹/ ۲۱۶)

زینب(ع)، یاور امامان زمانه خویش

زینب(ع) به هنگام مصیبت از دست دادن فاطمه(ع)، همراه و آرام کننده پدر و برادران است. در دوران خلافت امام علی(ع) در متن جریان های سیاسی و اجتماعی جامعه قرار دارد. (بشیری، ۱۳۸۵، ۳۹) به هنگام شهادت پدر، با آنکه حضرت علی(ع) مایل نبود زینب(ع)، فرق شکافته و خون آلودش را ببیند، به استقبال پدر شتافت و با اشک، زخم پدر را شستشو داد. (بشیری، ۱۳۸۵، ۴۶)

پس از شهادت امام علی(ع) نیز زینب در خانه پدر، موقعیتی خطیر یافت. حوادث ناگوار، او را آبدیده و آماده نمود تا جای مادر و پدر را بگیرد و آنان را در خط امامت همراهی کند. او یاور امامان زمانه خویش و رسالتش، حفظ امامت و ولایت است. زینب(ع) شاهد خیانت معاویه به امام حسن(ع) و رفتار دنیاپرستان با ایشان بود. وقتی خوارج بر امام حسن(ع) زخم زدند، زینب به پرستاری از برادر پرداخت و پس از مصالحه برادر، به اتفاق اهل بیت، کوفه را به سمت مدینه ترک نمود. او با برادر همراه بود تا آنکه به داغ برادر مبتلا گردید.

پس از شهادت امام حسن(ع)، چشمان بنی هاشم، از جمله زینب کبری(ع) به امام حسین(ع) دوخته شده بود. دفتر ایام ورق خورد تا آنکه معاویه به هنگام مرگ، بر خلاف مصالحه با امام حسن(ع)، فرزند شرابخوارش، یزید را بر خلافت مسلمین گمارد و از همگان برای او بیعت گرفت. اینجا بود که رسالت اصلی امام حسین(ع) و زینب کبری(ع) آغاز شد؛ رسالتی که منجر به شهادت امام حسین(ع) در عاشورا و اسارت زینب(ع) و خاندان رسول الله علیها السلام گردید.

پیش از آنکه به نقش حضرت زینب کبری(ع) در واقعه عاشورا بپردازیم، لازم است به تلاش های امویان در تخریب جایگاه امامت و ولایت و نقش عظیم و برجسته امام حسین(ع) و حضرت زینب کبری(ع) در دفاع از این مقام رفیع اشاره ای کوتاه شود.

امویان و تخریب جایگاه امامت

زمامداران اموی که از دوران خلافت عثمان (۲۴-۳۵ق) با دستیابی به امارت شام، بر مرکب قدرت سوار گشتند، در سال ۴۱ به طور رسمی خلافت جامعه اسلامی را از آن خود نمودند. آنها با بهره گیری از جهل سیاسی مسلمانان در سرزمین شام بنای حکومتی را نهادند که از بنیان با اسلام تضاد داشت. سیاست دستگاه خلافت اموی که بر فتنه انگیزی و تفرقه افکنی استوار بود، قدرت سیاسی را از امام علی (ع) و سپس از امام حسن (ع) ربود و در نتیجه معاویه که از دین و آیین محمد علیها السلام هیچ بویی نبرده بود، بر مسند خلافت جامعه اسلامی تکیه زد. با روی کار آمدن معاویه، ارزش های اسلامی از جامعه رخت بربست و دین اسلام گرفتار انحراف شد. البته ریشه های این انحراف را باید در سقیفه بنی ساعده و امتداد نیافتن رسالت نبی اکرم علیها السلام در ولایت اهل بیت (ع) جست؛ آنجا که با تلاش برای خروج رهبری از نظام ولایی، حریم و قداست ولایت را شکستند و پیشوایی و رهبری امت اسلامی را از مسیر حقیقی خویش منحرف ساختند.

معاویه در دوران خلافت ۲۰ ساله خویش (۴۱ -۶۰ ق) چنان جامعه اسلامی را دچار انحراف و انحطاط ساخت که امامت – یکی از دو میراث گران بهای رسول اکرم علیها السلام و یادگار سترگ او – جایگاه خود را از دست داد. وی پس از آنکه بر مسند خلافت تکیه زد، افزون بر صف  آرایی نظامی، به مبارزه فرهنگی با اهل بیت (ع) پرداخت و با تبلیغات گسترده، جایگاه امامت را در اذهان عمومی تخریب نمود و در انزوای سیاسی و اجتماعی اهل بیت (ع) از هیچ کوششی دریغ نکرد. به طور کلی دستگاه خلافت امویان در پی تضعیف و محو کامل فرهنگ امامت برآمده بود. آیت الله جوادی آملی در کتاب شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی می نویسد:

چون آخرین درجه کمال، مسئله نبوت و امامت بود، دودمان ننگین اموی برای برهم زدن نظام اسلامی، از حلقه اخیر (امامت) شروع (به فعالیت گسترده ای) کردند؛ یعنی بنای اسلام که بر توحید و نبوت و رسالت استوار بود و آخرین خشت آن را ولایت اهل بیت تشکیل می داد و با این مصالح ساختاری و مسالح معماری، بنیان مرصوص ساخته شد، بنی امیه برای واژگون کردن این کاخ مجلل الهی، ابتدا امامت را و کم کم نبوت را از آن جدا نمودند و سرانجام نیز وحی و توحید را انکار کردند.

در چنین شرایطی که امامت و ولایت در باور عامه به فراموشی سپرده می شد، امام حسین (ع) و خاندانش، به ویژه حضرت زینب کبری(ع) به دفاع از این اصل مهم پرداخت تا جایگاه آن را که میراث اهل بیت (ع) بود، حفظ نمایند.

نهضت عاشورا

در سال ۶۰ قمری، بدعت توارث مقام خلافت و مسئله تعیین ولیعهدی از سوی معاویه مطرح شد و دستگاه خلافت اموی، به پادشاهی کامل مبدل گشت. (شهیدی، ۱۳۷۷، ۱۵) برقراری ولایتعهدی یزید در جامعه ای توده وار که دچار گسست نسلی و سکوت و خفقان بر آن حاکم شده بود، دور از انتظار نبود. بر کشیدن ردای خلافت بر دوش یزید، اوج انحراف بنیادی و جلوه ای آشکار از ظهور جاهلیت نو در پوشش ظاهری اسلام بود. یزید، نه در کسب قدرت مشروعیت داشت و نه در اعمال قدرت. بر همگان روشن بود که معاویه با دسیسه و ارعاب ، او را بر اریکه خلافت نشانده است. بیعت با چنین شخصیت ننگینی در جایگاه خلیفه مسلمین را امام حسین (ع) نپذیرفت؛ چراکه حضرت به خوبی آگاه بود تمام تلاش دستگاه خلافت بنی امیه بر بیعت گرفتن از ایشان برای یزید، با هدف رسمیت و مشروعیت بخشیدن به اسلام اموی بود.

نبرد حسین  بن علی (ع) با یزید، نبرد نواده محمد علیها السلام با ابوسفیان است؛ روزگاری محمد علیها السلام در صیانت از نبوت – که سرچشمه اش توحید بود- در برابر فرزند حرب (ابوسفیان) ایستاد. حال، حسین (ع) در پاسداری از مکتب امامت -که استمرار مکتب نبوت است- در برابر یزید سینه سپر می کند تا مدعیان دروغین جانشینی رسول خدا علیها السلام را خوار و ذلیل نماید و راه و مسیری روشن برای تمامی عزتمندان عالم مشخص سازد؛ راهی که از چراغ هدایت گر امامت و ولایت نور می گیرد.

نقش زینب کبری(ع) در حادثه عاشورا

پس از آنکه یزید به خلافت رسید، از فرماندار مدینه خواست تا از امام حسین (ع) برای او بیعت بگیرد. امام حسین(ع) که حاضر به بیعت با یزید می خواره و خون خوار و فاسق نبود (کوفی،۱۳۸۸، ۵/ ۱۸؛ خوارزمی، ۱۳۸۸، ۱/۱۸۴) با اهل بیت خود و تعدادی از بنی هاشم مدینه را به قصد مکه ترک نمود. این، آغاز سفر پردرد و رنج حسین بن علی(ع) با همراهی زینب بود. زینب در سفر حسین(ع) به مسلخ عشق، همراه امام و یار و پشتیبان او بود تا آنکه به کربلا رسیدند و عاشورا فرارسید. روز عاشورا، سخت ترین و دردناک ترین روزها برای حضرت زینب(ع) بود. ایشان شهادت فرزندان و ذریه رسول خدا علیها السلام را می دید و باید خویشتن داری و صبوری می کرد؛ چراکه سرپرست خاندان عصمت و طهارت بود. او در تمامی صحنه های دلخراش عاشورا، چون کوهی استوار مقاومت کرد تا رسالتی را که بر عهده گرفته بود، با شایستگی به سرانجام برساند. (انصاری شیرازی،۱۳۷۶، ۷۶) بر همین اساس، در هنگامه دشوارترین لحظات زندگی، جام صبر نوشیده و جز زیبایی چیزی نمی بیند: «ما رأیت الا جمیلا». (ابن طاووس،۱۳۸۱، ۲۱۷  ۲۱۹)

زینب کبری(ع) در واقعه عاشورا به امام خویش دلداری می داد و شریک غم او در شهادت عزیزانش بود. به هنگام شهادت حضرت علی اکبر(ع) زینب پیش از حسین، خود را به جنازه او رساند تا از شدت اندوه حسین بکاهد و مرهمی بر زخم دل امامش باشد. (ابن طاووس، ۱۳۸۱، ۱۵۷) حضرت زینب همچنین دو فرزندش را در روز عاشورا، فدای راه امام و مولای خویش کرد (قمی، ۱۳۸۶، ۲۴۶ و۲۴۷) تا نشان دهد در مسیر امامت و ولایت، همه زندگی اش را در طبق اخلاص نهاده است.

از دیگر اقدامات بسیار ارزشمند زینب کبری(ع) در حفظ مقام امامت و ولایت، پرستاری و حراست از امام و حجت زمانه، امام سجاد(ع)، یگانه یادگار و فرزند امام حسین(ع) می باشد. امام زین العابدین(ع) در روز عاشورا، در تب می سوخت و زینب(ع)، چشم از ایشان برنمی داشت؛ چراکه می دانست آن حضرت، ادامه سلسله پاک امامت و ولایت است و باید از جان امامش برای بقای مسیر راستین امامت مراقبت نماید. اوج رشادت زینب در حمایت از جان امام سجاد(ع)، زمانی است که امام حسین (ع) شهید شد و دشمن، خیمه ها را آتش زد و به سمت امام سجاد(ع) هجوم برد. زینب(ع) چون جان امام و یادگار خاندان نبوت را در خطر دید، پیش آمد و خود را روی حضرت انداخت و فرمود: «نمی گذارم او کشته شود، مگر اول مرا بکشید» و این چنین، فرومایگان را از کشتن امام منصرف کرد.

در کوفه و در مجلس ابن زیاد نیز هنگامی که فرمان قتل امام سجاد(ع) صادر می شود، دست در گردن امام انداخت و فرمود: «به خدا سوگند! دست از او برنخواهم داشت. اگر قصد کشتن او را داری، من را هم با او بکش». (الارشاد، بی تا، ۲/ ۱۱۶؛ مجلسی، ۱۳۶۲، ۴۵/۱۱۷؛ ابن طاووس، ۱۳۸۱، ۲۲۰  ۲۲۱) ابن زیاد وقتی جان فشانی زینب را دید، گفت: «به خدا! من این زن را چنان می بینم که دوست دارد من او را با این جوان بکشم. او را رها کنید که همان بیماریش او را بس است».(بهشتی، ۱۳۸۵، ۱۲۳)

نقش زینب(ع) پس از نهضت عاشورا

رسالت اصلی حضرت زینب پس از عاشورا بود و بر همین اساس است که او را «پیام آور نهضت حسینی» نام نهادند. پس از واقعه عاشورا، کاروان اهل بیت(ع)، یک شب در کربلا ماند. در روز یازدهم محرم، زینب(ع) در حالی که فرزندان و زنان خاندان رسول الله علیها السلام در چنگال چکمه پوشان مزدور و خون آشام حزب اموی گرفتار بودند، با اجبار و اکراه، کربلا را ترک کرد.

در کوفه و دربار ابن زیاد، زینب چنان رشادت و صلابتی از خود نشان داد که همه گمان کردند علی(ع) به کوفه بازگشته است. خطبه های آتشین او، بوی سخنان حضرت علی(ع) را می داد و جان های کوفیان را می سوزاند. (ابن طاووس، ۱۳۸۵، ۲۰۱) حضرت زینب کبری(ع) در خطبه های خویش، بارها به مسئله امامت و ولایت اشاره نمود و حفظ و پاسداری از آن را لازم شمرد. او با خواندن آیات قرآن، یزید و حزب اموی را خوار و نابود  کرد و کارنامه سیاه امویان را بر همگان آشکار ساخت. (جوادی، ۱۳۶۰، ۱۶۰) حضرت زینب(ع) به مردم کوفه و شام فهماند که رهبری اسلام در اختیار فردی منحرف و خاندانی ناپاک است و جایگاه امامت و ولایت، شایسته اهل بیت است. آنچه در خطبه های زینب(ع) تجلی یافت، افشاگری و اعلام حق خاندان امامت بود. مردم در بهت و حیرت فرورفتند و دشمنی را که سال ها به دروغ و نیرنگ، خاندان امام علی(ع) را دور از قرآن و اسلام معرفی کرده بود، رسوا ساخت(قائمی، بی تا، ۳۶۲) و همگان را متوجه حق و باطل نمود. (بهشتی، ۱۳۸۵، ۱۲۵) خطبه ها و سخنرانی های حضرت زینب(ع)، چنان تأثیرگذار بود که بر امویان نیز اثر نهاد و حزب سلطه که از افشاگری و نتایج او می هراسید، مجبور به احترام ظاهری به اهل بیت(ع) شد. (مغنیه، بی تا، ۲۵۹)

زینب(ع) فریادِ درگلومانده حسین(ع) در تاریخ شد؛ فریادی که جهانیان را به تلاطم افکند و پایه های ظلم و استبداد را درهم افکند و نیرنگ و خدعه های دشمنان را برای تضعیف و محو جایگاه امامت و ولایت، نقش بر آب ساخت.

نتیجه

امامت و ولایت، اصلی لازم برای هر جامعه و مکتب است و تمامی مذاهب اسلامی، بر اهمیت و لزوم آن تأکید داشته  اند. در مذهب تشیع، این موضوع اهمیت بیشتری دارد و از اساسی ترین پایه های این مکتب به شمار می آید، به گونه ای که تشیع بدون امامت، غیر قابل پذیرش است و فلسفه وجودی و سیاسی این مذهب، در امامت و ولایت تبلور یافته است.

اهل بیت عصمت و طهارت، نگاهبانی از دین اسلام و هدایت جامعه را زیر لوای امامت و ولایت تحقق پذیر می دیدند و در دفاع از آن، تمام کوشش خود را به کار بستند.

حضرت زینب کبری(ع)، بانوی بزرگ کربلا و یاور امامان زمانه خویش نیز در طول زندگی، همواره از این مقام رفیع پشتیبانی نمود. ایشان در تمامی ابعاد ولایت مداری، معرفت امام، تسلیم بی چون وچرا بودن، معرفی و شناساندن ولایت، فداکاری در راه آن و… سرآمد زمانه خویش است. رسالت زینب(ع) در دفاع از مقام امامت و ولایت در واقعه عاشورا و پس از آن تجّی یافت. ایشان با صبر، مقاومت، شجاعت، صلابت، دلاوری و بیان خطبه های آگاهانه، افکار خفته را بیدار کرد و پیام شهادت سیدالشهدا(ع) و یارانش را به عالمیان رساند.

فهرست منابع

* قرآن کریم

* نهج البلاغه. (۱۳۶۸ش). ترجمه سیدجعفر شهیدی . تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی .

ابن طاووس، علی بن موسی. (۱۳۸۱ ش). اللهوف. ترجمه عباس عزیزی. قم: صلاه.

انصاری شیرازی، عبدالرحمان. (۱۳۷۶). پیام زینب. بی جا: زمینه سازان ظهور.

بشیری، اعظم. (۱۳۸۵ ش). سیمای زینب(ع) در آیینه تاریخ. بی جا: نشر هاجر.

بنت الشاطی، عایشه. (بی تا). بانوی کربلا. ترجمه سیدرضا صدر. بی جا: کانون نشر و پژوهش های اسلامی.

بهشتی، ابوالفضل. (۱۳۸۵ش). فلسفه و عوامل جاودانگی نهضت عاشورا. قم: بوستان کتاب.

جزایری، نور الدین. (۱۴۰۴ ق). خصائص الزینبیه. بی جا: کتابفروشی حضرت مهدی.

جوادی، سیدحسن. (۱۳۶۰). زینب حماسه ای ابدی بر فراز تاریخ. تهران: نوید.

حسینی المرعشی التستری، سیدنورالله. (۱۰۱۹ق). إحقاق الحق و ازهاق الباطل. تصحیح سیدشهاب الدین نجفی. طهران: بی نا.

خوارزمی، محمد بن محمود. (۱۳۸۸ ش). ترجمه مصطفی صادقی. قم: مسجد مقدس جمکران.

شهرستانی، محمدبن عبدالکریم. (۱۴۰۰ق). الملل و النحل. تحقیق محمد سیدگیلانی. بیروت: دارالمعرفه.

شهیدی، سیدجعفر. (۱۳۷۷ش). خلاصه قیام امام حسین (ع). تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

طباطبایی، سید محمدحسین. (۱۳۶۳ش). تحلیل مسائل امامت در المیزان. تهران: نور فاطمه.

قائمی، علی. (بی تا). زندگانی حضرت زینب(ع). تهران: امینی.

قمی، شیخ عباس. (۱۳۸۶ش). نفس المهموم. ترجمه میرزا ابوالحسن شعرانی. قم: کومه.

کوفی، ابن اعثم. (۱۳۸۸ق). الفتوح. بیروت: دائره المعارف العثمانیه.

کلینی، ابی جعفر محمد بن یعقوب ابن اسحاق. (۱۳۶۴). اصول کافی. ترجمه سیدجواد مصطفوی. تهران: بنیاد رسالت.

مجلسی، محمدباقر. (۱۳۶۲ش). بحارالانوار. تهران: مکتبه الاسلامیه.

محلاتی، ذبیح الله. (۱۳۶۴ش). ریاحین الشریعه. تهران: دارالکتب الاسلامیه.

مطهری، مرتضی. (۱۳۷۲ش). مجموعه آثار. تهران: صدرا.

 

منبع: حوزه نت

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *